چالش طراحی چیست؟ یکی از فرآیند تفکر طراحی

چالش-طراحی
تعریف چالش طراحی احتمالاً یکی از مهم ترین مراحل در فرآیند تفکر طراحی است، زیرا سبک را مشخص می کند. تمام فعالیت های بعدی را هدایت میکند. در حالت تعریف، شما باید یک بیانیه مشکل عملی ایجاد کنید. چرا که به طور کلی به عنوان نقطه نظر (POV) در تفکر طراحی شناخته میشود. دیدگاه شما همیشه باید مبتنی بر درک عمیق تر از کاربران خاص، نیازهای آنها و ایده های اساسی شما در مورد آنها باشد.
در فرآیند تفکر طراحی، این بینش را از تحقیقات و کار میدانی خود در یک محیط همدلانه به دست خواهید آورد. نمایه شما هرگز نباید حاوی راه حل خاصی باشد و همچنین نباید نشانی از نحوه برآورده کردن نیازهای کاربران در خدمات، تجربه یا محصولی که طراحی می کنید باشد. درعوض، POV شما باید دامنه وسیعی را برای شما و تیمتان فراهم کند تا شروع کنید به راه حل هایی که فراتر از وضعیت موجود است. در اینجا، شما همچنین یاد خواهید گرفت که دیدگاه خود را چارچوب بندی کنید و آن را باز کنید، که محوریت تفکر طراحی است – چالشی که نیمه حل شده است.
“دیدگاه شما باید یک بیانیه راهنما باشد که بر کاربران خاص، بینش ها و نیازهایی که در طول توسعه همدلی آشکار کرده اید متمرکز باشد.
بیش از تعریف یک مشکل برای کار کردن، دیدگاه شما دیدگاه طراحی منحصر به فرد شما است که بر اساس اکتشافات خود در طول کار همدلانه خود فرموله کرده اید. درک چالش هدفمندی که باید با آن روبرو شوید و بینش هایی که می توانید در کسب و کار طراحی خود به کار بگیرید، برای ایجاد یک راه حل موفق ضروری است.
– D Skool، Bootcamp Bootleg

POV شما راهنمای شماست – چالش طراحی

دیدگاه شما (POV) چالش درستی را مشخص می کند که باید در حالت بعدی در فرآیند تفکر طراحی گرافیک، یعنی حالت تفکر، به آن پرداخته شود. یک POV خوب به شما این امکان را می‌دهد که چالش طراحی خود را به شیوه‌ای هدف‌محور فکر کرده و حل کنید که تمرکز روی کاربران، نیازهای آن‌ها و چشم‌انداز شما برای آن‌ها حفظ شود.
شما باید یک بیانیه مشکل تمرکز باریک یا POV ایجاد کنید زیرا این کار باعث ایجاد راه حل های کمیت بیشتر و کیفیت بالاتری می شود زیرا شما و تیمتان شروع به تولید ایده در طول طوفان فکری، نوشتن مغز، SCAMPER و سایر جلسات تفکر می کنید. در فرآیند فکر، POV بیانیه راهنمای شما خواهد بود که بر دیدگاه ها و نیازهای یک کاربر خاص یا شخصیت ترکیبی تمرکز می کند. اگر بیان مسئله معنادار و عملی نداشته باشید که به شما کمک کند بر روی اصل یافته های تحقیقاتی کار قبلی خود متمرکز شوید، گم شدن در جلسات تأمل آسان است. یک POV عالی که شما را در مسیر نگه می دارد. این به شما کمک می کند تا برای کاربران و نیازهای آنها طراحی کنید.
اگر از تعریف POV خود غفلت کنید، ممکن است در فرآیندهای فکری و فرآیند نمونه سازی گم شوید. تمرکز بر روی شما و نیازهای خاص شرکتتان، تلاش برای تحقق بخشیدن به رویاهای خود و شرکتتان بسیار آسان است، بدون ذکر خطر گم شدن در ایجاد دکمه های خیره کننده با رنگ های زیبا. زمان آن فرا رسیده است که یاد بگیرید چگونه نظر خود را بیان کنید.
چالش-طراحی_electricblue

دیدگاه خود را چگونه با چالش طراحی تعریف می کنید؟

مرحله ۱

نوع شخصی را که برای آن طراحی می کنید – کاربر خود را انتخاب کنید. به عنوان مثال، می‌توانید با ایجاد یک یا چند شخصیت، با استفاده از نمودارهای وابستگی، نقشه‌های همدلی، و روش‌های دیگر، کاربر را شناسایی کنید، که به شما کمک می‌کند یافته‌های تحقیق خود را درک کرده و متبلور کنید – یادداشت‌ها، مصاحبه‌ها، کار میدانی و غیره.
نیازهایی را که مهم‌ترین و مهم‌ترین نیازها هستند را شناسایی کنید. مجدداً، نیازهایی را که در مشاهدات، تحقیقات، کار میدانی و مصاحبه های خود پیدا کرده اید استخراج و مدل کنید. به یاد داشته باشید که نیازها باید اعمال باشند.
روی بیان ایده هایی که با ترکیب اطلاعاتی که جمع آوری کرده اید، ایجاد شده اند، کار کنید. بینش معمولاً نباید دلیل نیاز باشد، بلکه باید یک عبارت ترکیبی باشد که می‌توانید در راه‌حل طراحی خود از آن استفاده کنید.

مرحله ۲

تعاریف خود را در قالب Point Of View به صورت زیر بنویسید:

مرحله ۳ – Pov Madlib

شما می توانید POV خود را با ترکیب این سه عنصر – کاربر، نیاز و بینش – به عنوان یک بیانیه مشکل عملی بیان کنید که بقیه کار طراحی شما را هدایت می کند. وقتی نتایج خود را در POV Madlib در زیر فهرست کنید، به طرز شگفت آوری آسان است. با وارد کردن اطلاعات خود در مورد کاربر و نیازها و دیدگاه های خود در عبارت زیر می توانید دیدگاه شخصی خود را روشن کنید:
[کاربر. . . (توصیفی)] نیاز [نیاز. . . (فعل)] زیرا [بصیرت. . . (متقاعد کننده)]
با این POV Madlib دیدگاه خود را تشدید کنید.
مثال: بزرگسالی که در شهر زندگی می کند… باید ۱ تا ۴ بار به مدت ۱۰ تا ۶۰ دقیقه در هفته به یک ماشین مشترک دسترسی داشته باشد… زیرا ترجیح می دهد ماشین را با افراد بیشتری به اشتراک بگذارد زیرا ارزان تر و سازگار با محیط زیست است. ، نه هنوز برای افراد بیشتری مشارکت آسان است.
شما POV را با ترکیب این سه عنصر – کاربر، نیاز و بینش – به عنوان یک بیانیه مشکل عملی که بقیه کار طراحی شما را هدایت می کند، ایجاد می کنید. یک مثال می تواند این باشد: “کسی که در شهر زندگی می کند … باید ۱-۴ بار به مدت ۱۰-۶۰ دقیقه در هفته به یک ماشین مشترک دسترسی داشته باشد … ترجیحاً ماشین را با افراد بیشتری به اشتراک بگذارد زیرا ارزان تر است. ، سازگارتر با محیط زیست است، و همچنان برای افراد بیشتری مشارکت آسان خواهد بود.” در اینجا یکی از خودروهای خودران گوگل را مشاهده می کنید – یک ماشین الکتریکی بدون راننده می تواند بخشی از راه حل این چالش طراحی باشد. با این حال، در این مرحله از فرآیند طراحی، ما اکنون آماده نیستیم که به دنبال راه حل باشیم.

مرحله ۴ – مطمئن شوید که هدف شما این است:

  • تمرکز فشرده را فراهم می کند.
  • مشکل را به عنوان یک بیانیه مشکل قاب کنید.
  • به تیم خود الهام بخشید
  • این تلاش های نوآوری شما را هدایت می کند.
  • معیارهای ارزیابی ایده های رقیب را آموزش می دهد.
  • هیجان انگیز و جلب توجه مردم.
  • متناسب، روشنگر، قابل انجام، منحصر به فرد، باریک و هدفمند
بیشتر بخوانید!  تکرار، الگو و ریتم در طراحی ✨

سوالاتی در مورد اینکه چگونه می توانیم چالش طراحی شما را چارچوب بندی و باز کنیم

شما شروع به استفاده از POV خود با تعبیر POV به یک سوال می کنید: به جای اینکه بگوییم باید X یا Y را طراحی کنیم، Design Thinking ایده ها و راه حل های جدیدی را برای یک چالش طراحی خاص بررسی می کند. وقت آن است که از روش تفکر طراحی استفاده کنید، جایی که می‌پرسید: “چگونه می‌توانیم…؟”
وقتی چالش طراحی خود را در POV تعریف می‌کنید، می‌توانید ایده‌هایی را برای حل چالش طراحی خود باز کنید. می‌توانید با پرسیدن یک سؤال خاص که با «چگونه می‌توانیم؟» شروع می‌شود، POV خود را شروع کنید. یا “از چه راه هایی ممکن است؟” به عنوان مثال: چگونه می‌توانیم… خودرویی بدون راننده طراحی کنیم که سازگار با محیط‌زیست باشد، ارزان باشد و به راحتی با افراد بیشتری به اشتراک گذاشته شود؟
چگونه سوالات HMW می تواند بهترین راه برای باز کردن جلسات طوفان فکری و دیگر جلسات تفکر باشد؟ HMW به جلسات تفکر باز می شود که در آن ایده هایی را بررسی می کنید که می توانند به شما در حل چالش طراحی خود کمک کنند. با قاب بندی چالش خود به عنوان “چگونه می توانیم بپرسیم”، خود را برای راه حلی نوآورانه در مرحله سوم تفکر طراحی، مرحله تفکر، آماده خواهید کرد. روش چگونه می‌توانیم به گونه‌ای طراحی شده است که ایده‌های جدیدی را باز می‌کند، تصدیق می‌کند که در حال حاضر پاسخ آن را نمی‌دانیم و رویکرد مشارکتی را برای حل آنها تشویق می‌کند.
به عنوان مثال، اگر POV شما:
“دختران نوجوان … برای رشد و رشد سالم نیاز به خوردن غذاهای مغذی دارند.”
چالش-طراحی-Graphic-1155x1200

سوال HMW ممکن است به شرح زیر باشد:

چگونه می توانیم تغذیه سالم را برای زنان جوان جذاب کنیم؟
چطور می‌توانیم دختران نوجوان را تشویق کنیم تا انتخاب‌های غذایی سالمی داشته باشند؟
چگونه می توانیم غذای سالمی درست کنیم که دختران نوجوان آرزوی آن را دارند؟
چطور  می توانیم غذاهای مغذی را در دسترس همه قرار دهیم؟
اینها نمونه‌های ساده‌ای هستند، با تمام تفاوت‌های ظریفی که ممکن است روی رویکردهای کمی متفاوت به مراحل تفکر تأثیر بگذارد. سوالات HMW شما تضمین می کند که ایده های خلاقانه و فعالیت های طراحی شما توسط یک یا چند سوال HMW اطلاع رسانی می شود، که تخیل شما را جرقه می زند و به خوبی با ایده های اصلی و نیازهای کاربر که کشف کرده اید هماهنگ می شود.
“ما از قالب چگونه استفاده می کنیم زیرا نشان می دهد که یک راه حل ممکن است و به این دلیل که به شما این فرصت را می دهد که به طرق مختلف به آن پاسخ دهید. چارچوبی برای تفکر خلاق.»
– Idea.org

ما چطور می تونیم؟

مفهوم “چگونه می توانیم عمدا بپرسیم” سطحی از ابهام را حفظ می کند و کاوش را به روی طیف وسیعی از احتمالات باز می کند. این یک نیاز اساسی است که از طریق بازجویی عمیق تر از مسئله در مرحله تحقیق، قرار دادن همدلی در تفکر طراحی – و ترکیب در حالت تعریف در تفکر طراحی، آشکار شد.
“چگونه” نشان می دهد که ما هنوز پاسخی نداریم.
“چگونه” به ما کمک می کند یادداشت های راهنما را کنار بگذاریم.
 چطور به ما کمک می کند تا به جای اجرای ساده آنچه که “فکر می کنیم” باید راه حل باشد، تلاش های مختلفی را کشف کنیم.
“شاید” تاکید می کند که پاسخ های ما ممکن است تنها راه حل های ممکن باشد، نه تنها راه حل. اصطلاح “قدرت” همچنین امکان کاوش در راه حل های متعدد ممکن را فراهم می کند، نه فقط اولین راه حل هایی که به ذهن می رسد.

HMW. مثال الهام بخش

اعتماد به نفس خلاق دیوید و تام کلی حاوی داستان Embrace Warmer است، یک چالش طراحی که توسط دانشجویان فارغ التحصیل در دانشگاه استنفورد با هدف حل مشکل هیپوترمی نوزادی، که هر ساله به قیمت جان هزاران کودک در کشورهای در حال توسعه تمام می شود، انجام می شود. در مواجهه با وضعیتی که انکوباتورهای بیمارستانی بسیار گران بودند و از نظر فیزیکی برای روستاییان ساکن در مناطق روستایی غیرقابل دسترسی بودند، تیمی از دانش‌آموزان درگیر تحقیقات همدلی شدند و آنها را به تدوین بیانیه HMW سوق داد:
“چگونه می توانیم یک دستگاه گرمکن کودک درست کنیم که به والدین در روستاهای دورافتاده کمک کند تا به فرزندان در حال مرگ خود فرصت زنده ماندن بدهند؟”
این سوال HMW الهام بخش طراحی دستگاه کیسه خواب Embrace Warmer است که گرمای بسیار مورد نیاز نوزادان نارس را در روستاهای روستایی فراهم می کند و آنها می توانند با کسری از هزینه دستگاه های جوجه کشی بیمارستانی سنتی به آن دسترسی داشته باشند.

نحوه پرسیدن سوال را گسترش دهید – چالش طراحی

دومین قانون نبوغ مارتی نویمایر در مورد قاب بندی و باز کردن چشم انداز شما با کمک به ما در آرزوی رسیدن به خواسته هایمان است. برای شروع آرزو کردن، از خود انواع سؤالاتی را بپرسید که با:
ما چطور می تونیم …؟ (این چارچوب ساختاری رایجی است که برای بیان ماهیت چالش استفاده می شود.)
از چه راه هایی می توانیم…. (HMW را گسترش دهید تا قابلیت چندراهی را اضافه کنید.)
چه چیزی ما را از این … باز می دارد؟
از چه راه هایی می توانیم…؟
چه اتفاقی می افتد اگر …؟
از آنجا می توانید سؤالات بعدی مانند:
چرا ما…؟
چه چیزی تغییر کرده است که به ما اجازه می دهد …؟
چه کسی به … نیاز دارد؟
کی باید…؟
“وقتی به ذهن خود اجازه می دهید در صفحه خالی احتمالات پرسه بزند، همه محدودیت ها و تصورات از پیش تعیین شده ناپدید می شوند و تنها اثری از یک رویای نادانسته باقی می ماند، که فقط اشاره ای به ترسیم یک ایده است.”
دومین قانون نبوغ مارتی نومایر

بهترین راهنمای عمل برای پرسیدن اینکه چگونه می توانیم

با نقطه نظر خود (POV) یا بیان مشکل شروع کنید. با اضافه کردن «چگونه می‌توانیم» در ابتدا، دیدگاه خود را به صورت چند سؤال در قالب بازنویسی و قاب‌بندی کنید.
چالش POV بزرگتر را به سوالات کوچکتر، عملی و معنادار تقسیم کنید. پنج تا ده چگونه می توانیم یک دیدگاه را زیر سوال ببریم نقطه شروع خوبی است.
معمولاً قبل از ارائه راه حل، سؤالاتی در مورد HMW بپرسید.
نگاه کنید که چگونه ممکن است از خود بپرسید و از خود بپرسید که آیا آنها راه حل های مختلفی را می دهند یا خیر. اگر این کار را نکردند، آنها را گسترش دهید. سوالات شما باید پاسخ های ممکن زیادی را ایجاد کند و به سکوی پرشی برای جلسات تفکر شما مانند طوفان فکری تبدیل شود.
اگر می دانید سؤالات چقدر می توانند گسترده باشند، آنها را تعریف کنید. شما باید چارچوبی را هدف قرار دهید که به اندازه کافی باریک باشد تا به شما اطلاع دهد که فرآیند طوفان فکری خود را از کجا شروع کنید، اما در عین حال باید به وسعتی نیز بپردازید که به شما فضایی برای کشف ایده های وحشی بدهد.
می‌توانید نمونه‌ای را دانلود و چاپ کنید که چگونه شما و تیمتان می‌توانید از آن به عنوان راهنما استفاده کنید:

یک دیدگاه خوب بیانیه مشکل شما را به مرکز انسانی تبدیل می کند

ایجاد یک POV به شما کمک می کند تا مشکل را به عنوان یک بیانیه مشکل به روشی انسان محور تعریف کنید. بیان مسئله انسان محور در یک پروژه تفکر طراحی مهم است زیرا شما و تیم شما را راهنمایی می کند و بر نیازهای خاص در معرض دید تمرکز می کند. همچنین حس امکان و خوش بینی ایجاد می کند که اعضای تیم را تشویق می کند تا در مرحله تفکر، مرحله سوم و بعدی در فرآیند تفکر طراحی، ایده تولید کنند. یک بیان مسئله خوب باید ویژگی های زیر را داشته باشد. باید اینگونه باشد:
انسان محور. به جای تمرکز بر فناوری، بازده مالی یا مشخصات محصول، بیان مشکل باید در مورد افرادی باشد که تیم سعی در کمک به آنها دارد.
به اندازه کافی گسترده برای آزادی خلاق. این به این معنی است که بیان مسئله نباید از نظر اجرای راه حل به طور محدود بر روی یک روش خاص تمرکز کند. همچنین بیانیه مشکل نباید الزامات فنی را فهرست کند، زیرا این امر به طور غیر ضروری تیم را محدود می کند و آنها را از کاوش در مناطقی که ممکن است ارزش و بینش غیرمنتظره ای را برای پروژه به همراه داشته باشد، باز می دارد.
آنقدر محکم که قابل کنترل باشد. از سوی دیگر، بیان مشکلی مانند “بهبود شرایط انسانی” بسیار گسترده است و احتمالا باعث می شود اعضای تیم به راحتی ناامید شوند. بیانیه های مسئله باید دارای محدودیت های کافی برای قابل مدیریت کردن باشند.

تعریف و بازتعریف – ماهیت غیرخطی تفکر طراحی – چالش طراحی

پنج مرحله تفکر طراحی مراحل متوالی نیستند، بلکه «حالت‌های» متفاوتی هستند که می‌توانید به تنهایی آن‌ها را برای تکرار تعریف مشکل، ایده، یا نمونه اولیه، یا کسب اطلاعات بیشتر در مورد کاربران خود در هر نقطه از پروژه ایجاد کنید. . مهم است که از همان ابتدا آگاه باشید که تعریف اولیه شما از یک چالش بر اساس مجموعه اولیه محدودیت ها یا درک شما است، و باید تعریف خود را اغلب با کشف بینش های جدیدی که به مشکلی در چارچوب اشاره می کند بازنگری و فرمول بندی مجدد کنید. همانطور که در چهار حالت دیگر تفکر طراحی کار می کنید.

تاریخچه خود را بشناسید – چالش طراحی

یکی از رایج ترین عبارات کادربندی که برای بیان اصل چالش استفاده می کنیم این است: چگونه می توانیم؟ (HMW). GK Van Platter از Humantific در مقاله ای با عنوان The Origins of How Can We? (2012). تکنیک بازنویسی ریشه در اواسط دهه ۱۹۶۰ دارد، با کار سیدنی جی. پارنز برای دکترا در کتاب راهنمای رفتار خلاق، که به مفهوم «کاهش تماس» یا «ارزش‌های چگونگی انجام» می‌پردازد.

نتیجه گیری

زمان کافی را صرف فکر کردن در مورد قالب و ترکیب سوالات خود برای POV و HMW کنید تا مطمئن شوید که ایده‌های خلاقانه و فعالیت‌های طراحی آینده شما با یک یا چند سوال HMW، که تخیل شما را جرقه می‌زند و به خوبی با ایده‌های اصلی و نیازهای کاربر همسو می‌شوند، آگاه می‌شوند. که شما آشکار کرده اید. ایجاد یک POV به شما کمک می کند تا بیانیه مشکل خود را به شیوه ای انسان محور تعریف کنید.
“اگر یک ساعت برای حل یک مسئله وقت داشتم، ۵۵ دقیقه را صرف فکر کردن به مشکل و ۵ دقیقه را به فکر کردن به راه حل ها اختصاص می دادم.”

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.